تبليغاتX
من و معلماي كلاس گرافيك
ماجراهای کلاس گرافیک
این تعطیلات طولانی داره بد جوری حوصله مو سر میبره . اولش برف و بعدم تعطیلی خودمون واسه امتحانا و شنبه هم که عاشوراس . یه چیز جالبی که هست من دقت کردم که همیشه شب عاشورا هوا ابریه . تا حالا که اینجوری بوده . عاشورای سال قبل اینو فهمیدیم دسته جمعی!

آقای "پ" از ژوژمان صفحه آراییم خوشش اومد ! فک کن!
فکر کنم درسایی که با آقای "پ" داریم همشو نمره ی کامل بگیرم . تازگیا توجه کردم که همه ی پستایی که تو این یه ماه زدم یه چیزی درباره ی امتحانا توش بوده . کی این امتحانا تموم شه ما خلاص شیم !

مناظر و مرایا رو ۵/۱۹ شدم . ولی نمره های مستمرو کاملا کشکی داده بود . هرکی سر کلاس ساکت و درس خون بوده (مث من) بیست شده و هرکی که شلوغ بازی درآورده یا با آقای "ب" بگو مگو داشته ۱۵ یا مثلا ۱۷ .
نمره ی مستمر به این باحالی ندیده بودم تا حالا !
هرچند دبیر عربی پارسالمون (که هیچوقت آبمون باهاش تو یه جو نمیرفت خصوصا من ) بازم نمره هارو همینجوری کشکی میداد و اگه کسی امتحانو کم میشد دو نمره به همین راحتی بهش اضافه میکرد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 دی1386ساعت 12:38 بعد از ظهر  توسط شیوا  | 

انقده این روزا تعطیل شدیم که حالم از هرچی تعطیلیه به هم میخوره ! بعد از تعطیلی هم تازه خودمون تعطیلیم واسه امتحان .
امتحانا اونطوری که فکر میکردم پیش نمیره . درسایی رو که فکر میکردم عالی میشم نشدم و یه درسی مث تاریخو احتمالا عالی بشم . باورتون نمیشه که چقدر سوالای تاریخ آسون و کشکی بود . انگار نه انگار که خانوم "ن" اینا رو طراحی کرده باشه .
خط در گرافیکو وقتی برگه رو گرفتم فکر میکردم همینجوری پس میدم . سفید سفید ! اما تا آخر جلسه که موندم همه ش یادم اومد . عوضش طراحی . ژوژمانو شدم ۱۹ !
فکر کن !
میگم چرا ۱۹؟ میگه امسال کم کار شدی . ۱۹ که بگیری ترم دوم دیگه بیشتر کار میکنی !
خودشم جلو همه میگه که باید بیست میگرفتم . زهرا و فروغ ! هم به همین دلیل ۱۹ شدن .
پنج شنبه فاطمه به جای تاریخ معاصر تاریخ هنر خونده بود ! ککشم نمیگزید . نه که نگزه ها ! ولی نمیگزید .
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 دی1386ساعت 10:39 قبل از ظهر  توسط شیوا  | 

آقای "پ" با این سوالایی که آورده بود گند زد به نمره و معدل و اعصاب و روح و روانم !
عکاسی رو که دیگه هیچی . مونده بود کارگاه گرافیک (ژوژمان) که عمرا کسی به پای سرعت من برسه پوسترمو تو یه روز تموم کردم و تازه از دو تا پوسترای خوب کلاس یکیش مال من بود
مونده حالا خط در گرافیک و صفحه آرایی که دیگه خدا میدونه چه افتضاحی به بار میاد .
سر امتحان عکاسی به آقای "پ" میگم :این سوالی که آوردین کلا غلطه به خدا !
میگه: خوب باشه ! میگم خوب من چه جوری اینو جواب بدم وقتی نمیدونم چی ازمون خواسته ؟
میگه:جواب نده !
آخرش هم جوابو غلط نوشتم ۵/۱ نمره از دستم رفت به همین خوشمزگی !
امتحان تصویر سازی رو کلا دو ساعت بهمون وقت دادن ! باید موضوعو بفهمیم . اتود بزنیم . رو مقوا پیاده کنیم و خبرمون رنگ آمیزی کنیم ! من سر یه ساعت اتودمو تموم کردم ! دیگه خودتون حساب کنین که چه گندی زدم به رنگ آمیزی . اونم با مداد رنگی !
البته وقتی دیدن وقت کمه یه نیم ساعتی اضافه دادن ولی وقتی با عجله کار همه خراب شد دیگه اون نیم ساعت به درد هیچکی نمیخورد .

+ نوشته شده در  شنبه 15 دی1386ساعت 10:54 قبل از ظهر  توسط شیوا  | 

سه شنبه من رو میز نور داشتم کار میکردم که یهو دیدم باز بچه ها دور میز آقای"پ" جمع شدن و میگن و میخندن. یهو یه چیزی خیلی سریع از ذهنم گذشت. همون لحظه آقای "پ" چشمش افتاد تو چشم من . نمیدونم چی شد. انگار ذهنمو خوند !گفت:
من میزمو آوردم اینجا که از دست اینا خلاص بشم باز اومدن اینجا جمع شدن!
این اتفاق ۴ شنبه هم افتاد . سارا و آقای"پ" داشتن حرف میزدن که من از ذهنم گذشت که چرا سارا امروز اینجوریه؟
باز آقای "پ" منو دید و رو به من گفت : وسایل اینو(سارا) باید جمع کنیم بفرستیمش خونه شون!
نمیدونم ذهن خوانی بلده یا تله پاتی میکنه این آقای"پ" ولی هرچی هست من هنوز تعجب میکنم که چی شدو قضیه چیه؟

کار پوسترو شروع کردیم . خیلی باحاله . درست وقتی که کلی نا امید بودم از موضوعی که انتخاب کرده بودم و فکر میکردم خیلی بیخوده یهو یه موضوع جدید با یه طرح خیلی جالب به ذهنم رسید. از همین الان دارم ژوژمان کارگاه گرافیکو آماده میکنم که هم به پوسترم برسم و هم بقیه ی ژوژمانا رو زودتر آماده کنم .
امتحان تاریخ معاصر به خیر گذشت و دبیرمون نیومد . اما برای امتحان ترم واقعا از الان عذاب گرفتم . خوندن کتاب همین جوریش سخته چه برسه به حفظ کردن و امتحان دادن!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 دی1386ساعت 4:4 بعد از ظهر  توسط شیوا  | 

امتحانامون داره شروع میشه!
از ۹ دی امتحان که چه عرض کنم ژوژمانا شروع میشه!
این همه منتظر موندیم که ببینیم ژوژمانامون کی وقتشه آخرش هم افتادا تو تاریخ امتحانا !
مثلا تو برنامه ی امتحان زدن کارگاه گرافیک . میگیم :آقای "پ" این چیه؟ میگه:همون ژوژمانه !
هرچی برنامه رو نگاه میکنم هیچ امتحان سختی نمیبینم مگه این تاریخ معاصر! تو روحش که هرچی میکشیم از دست اون میکشیم!
امتحان که نذاشتیم بگیره ولی این ۵شنبه اگه امتحان نگیره من باور میکنم که یه چیزیش میشه تازگیا!
نمیدونم وقتی نمره های مستمرو تو لیست وارد کرده دیگه این امتحان گرفتنش چیه؟
+ نوشته شده در  دوشنبه 3 دی1386ساعت 6:15 بعد از ظهر  توسط شیوا  |