تبليغاتX
من و معلماي كلاس گرافيك
ماجراهای کلاس گرافیک
من کنکور قبول شدم !

+ نوشته شده در  جمعه 29 شهریور1387ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط شیوا  | 

اطلاعيه سازمان سنجش آموزش كشور درباره نتيجه آزمون دوره‌هاي كارداني پيوسته آموزشكده‌هاي فني و حرفه‌اي سال 1387
سازمان سنجش آموزش کشور -24/06/87

سازمان سنجش آموزش كشور بدين وسيله به اطلاع كليه داوطلبان شركت‌كننده در آزمون دوره‌هاي كارداني پيوسته آموزشكده‌هاي فني و حرفه‌اي سال 1387 مي‌رساند كه نتيجه آزمون مذكور از ساعت18 ( 6 بعد از ظهر ) روزپنج شنبه 28/6/1387 بر روي سايت اين سازمان به نشاني www.sanjesh.org قابل رؤيت مي‌باشد .

شاعر میگه :بااااااااااااااااااااااور نمیکنم ا ا ام!.....................من و این همه خوشبختی امکان نداره !
خدا منو بکشه واسه این سازمان سنجش !
آخرش هم که میخوان اعلام کنن ته ته شهریورو گرفتن اونم ساعت ۶ !!!!!!
زبون روزه ای اگه من افتادم مردم اوشی خاص ؟
میگن اون هشتاد و هفتو نوشتن که فنیا دق مرگ نشن ! وگرنه همون هشتاد و هشته  !
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 1:6 بعد از ظهر  توسط شیوا  | 

یعنی به نظر شما نتایج کنکور ما یه روزی میاد؟
یه روز میشه سایت سازمان سنجش زده باشن " اعلام نتایج آزمون کاردانی فنی حرفه ای" ؟
پس این نتایج کی میاد ؟
نیمه ی دوم شهریور ؟ هفته ی سوم شهریور ؟ ۲۳ شهریور ؟ ۲۸ شهریور ؟
من یکی که هیچ امیدی ندارم !
به اعلام نتایج !
خوشم میاد انقدر آموزش فنی حرفه ای توسعه پیدا کرده و انقدر دوسمون دارن که یه وعده ی الکی هم بهمون نمیدن . یعنی کلا جواب نمیدن ! هفته ی سوم شهریور که فردا تموم میشه آخه ! من یکی اعصاب معصاب نمونده برام . ثانیه ای سه بار میرم رو سایت سازمان سنجش !
فکر کنم باید فنی ها همه دسته جمعی نذر کنیم که نتایجو بدن وگرنه اینجوری فایده نداره !
فعلا!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 11:29 قبل از ظهر  توسط شیوا  | 

اون روزی که گفتم میریم مدرسه همگی یادتونه؟
اون روز وقتی رسیدم از کلاس ما هیچکس نبود ! حالا خوبه من امتحان نداشتم ها ! اونایی که امتحان داشتن خیلیاشون نیومدن اصلا ! خلاصه کلی قیافه ی اونایی رو که فکر میکردن مچ منو گرفتن تحمل کردم تا بالاخرا سمیرا مثل فرشته پیداش شد . کم کم بچه ها اومدن و یه ذره که شلوغ شد دیدم به به !
اینا که دیروز با من قرار گذاشتن بیایم مدرسه به من میگن : مگه تو هم برای امتحان اومدی؟!

معاون عزیزمونو هم از دور زیارت فرمودیم ! در حال جیغ زدن بود مزاحمشون نشدیم . خلاصه بچه ها که رفتن سر جلسه یواشکی رفتیم تو راهرو پشت درکلاسمون . من و زهرا . در قفل بود ولی نمیتونم براتون بگم که وقتی از پشت شیشه کلاسو نگاه میکردیم چقدر دلم میخواست میرفتم تو کلاس . به زهرا که گفتم اونم همین حال منو داشت ! خلاصه از اون روز فکر مدرسه به شدت افتاده تو کله ی من . طوری که گاهی فکر میکنم کاش دانشگاه قبول نشم که دوباره برم مدرسه !
کجایی کلاس گرافیک که یادت به خیر !
چقدر امسال زود گذشت !!!!!!!!!!!
حیف!

+ نوشته شده در  جمعه 8 شهریور1387ساعت 5:18 بعد از ظهر  توسط شیوا  | 

من شرط بستم؟
من و شرط بندي؟
عجب !
حالا خوبه وبلاگم حي و حاضر جلوي چشمتونه ها!
روز روشن چه تهمتايي ميزنن به آدم !؟
آخه من شرط بندي كنم ؟ اونم سر چي ؟ وبلاگم !
من گفتم بهمون گير ميده مدرسه ؟ خوب من كه سر جلسه نبودم ! شايد به كسي گير داده بودن ! از كجا ميدونيد؟
؟
+ نوشته شده در  شنبه 2 شهریور1387ساعت 12:52 بعد از ظهر  توسط شیوا  |