تبليغاتX
من و معلماي كلاس گرافيك
ماجراهای کلاس گرافیک
یکی نیست بگه آخه دختر مگه مجبوری میگی "حتما" ؟
حالا باید همه جا جار میزدی که نمره هه رو کامل کامل میگیری ؟
بی جنبه !
نمره ی زبانو کامل شدی مگه دلیل میشه که ریاضی رو هم کامل بگیری ؟
بزنم ....؟!
ریاضی شدم ۹ از ۱۰ ! چراشو نمیدونم ! برگه ها رو بهمون پس نداد ! این وسط یک عدد چسب زخم بر روی دماغمان نسب میباشد که بدجوری تابوئمان نموده !
تازه من کلی هنر کردم ۹ شدم ! البته ۱۰ هم داشتیم ها اما ۲۵/۰ هم داشتیم خوب ! باور نمیکنی از خانم "ر" بپرس . البته لو نداد که نمره ی کی بوده اما من تازه داره یادم میاد که خیلی باید به خودم امیدوار باشم !
فکر کن ! خانم "م" برای امروز به همه ۷ تا اجرا داده بود و من هم که هفته ی قبل یکی از غیبتامو برای تصویرسازی حروم کردم باید ۱۱ تا اجرا میبردم ! البته روی هم رفته فکر کنم ۵/۲ تا اجرا بردم و کلی هم آفرین عزیزم شنیدم ! گیج میزنه ولی خوب بهتر !
گفته برای جبرای کلاسی که نیومدی فردا چاپو ول کن بیا کلاس تصویرسازی با اونی کی گروه !
ذکی ! تصویرسازی به جای چاپ !
تا بعد !

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 5:17 بعد از ظهر  توسط شیوا  | 

میگم چقدر زود گذشت ها !
وسطای خرداد به احتمال زیاد تعطیل میشیم و بیست و سوم به بعد هم ژوژمانه و بعد هم از ۳۰ خرداد امتحانا شروع میشه . ما هم که فقط دو تا درس عمومی داریم . ریاضی و زبان . ریاضی رو که من تا حالا دبیر به این خوبی و باحالی ندیده بودم ! واقعا خوب درس میده . از ترم سومیها هم شنیده بودیم که سوالای امتحانش مثل سوالای جزوه ست به خاطر همین هم هفته ی قبل که امتحان داشتیم نشستیم جزوه رو تقریبا حفظ کردیم اما با کمال تعجب دیدم که سوالا حتی از سوالای جزوه هم آسونتره و من حتما نمره ی کاملو میگیرم . زبان هم دو هفته پیش امتحان داشتیم که سوالاش یه چیزایی تو این مایه ها بود :
- دیوار چیست ؟
۱) دیوار      ۲) در      ۳) کمد      ۴) هرسه مورد
تازه تو همین امتحان هم خیلیا گیر کرده بودن و مثلا با تاسف میگفتن وای!!!!!!!!!!!!!! من گزینه ی ۴ رو علامت زدم !
بنابراین در حال حاضر شما با یکی از مغزهای دروس عمومی در دانشگاه ما صحبت میکنید . خواهش میکنم عکس نگیرید !
دیگه یواش یواش رو غلتک افتادیم و برای خانم "م" کثیف ترین و شلوغ ترین اتودا رو میبریم که وقتی میبینه همچین دستشو تکون میده که انگار شق القمر دیده ! و البته برای خانم "ف" هم انقدر تمیز کار میکنیم که برمیگرده بهمون میگه : دیگه نمیخواد اجرا بزنی ! وقتی خوب کار کردی دیگه نیازی به اجرا نیست !!!
خوشتون اومد ؟ خانم "ز" هم باهامون این هفته کاملا صمیمی شده بود اگه ...
اگه میز نور کارگاه چاپو نمیشکستیم !
هنوز هم موفق به انجام هیچگونه چاپی نشدیم !
تا بعد !

+ نوشته شده در  جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 9:1 قبل از ظهر  توسط شیوا  | 

خوب ! از کجا شروع کنم ؟!
از همون خانوم "م" ! روز اولی که اومدیم خانوم "م" کلی باهامون حرف زد و کلی هم از اخلاق خوبش خوشمون اومد . خیلی خوش برخورد بود . جلسه ی بعد خانوم "م" سر کلاس تصویر سازی آنچنان ذوقامونو پرت کرد تو دیوار که دیگه هیچکس از تصویر سازی خوشش نیومد که نیومد مگه این مهتاب خانوم خوش اعتماد به نفس ما ! استاد طراحی و هندسه ی نقوش هم همین خانوم "م" هستش و ما به اون دو تا هم علاقه ی چندانی نداریم ! کلا خیلی استاد خوبیه . نمیذاره امید برای ۱ دقیقه تو دل آدم بمونه !
بریم سراغ خانوم "ف" که ابهتش منو کشته ! جدی میگم ها ! کلی محترم و با شعور و سختگیره . البته فکر کنم خیلی ناامیدش کردیم امسال چون از اجرای ۶ بار گرید پارسال تبدیل شده به " میل خودته اگه دوست داری دوباره اجراش کن"!!!
یه استاد "ز" هم هست که چاپ سیلکو باهاش کلاس داریم و کلی با بچه ها صمیمیه و اخلاقش هنوز چندان دست من نیومده اما ترم سومیا میگن باید الکی باهاش صمیمی بشی خودتو لوس کنی که ازت خوشش بیاد !!!
از اونجایی که آپ مفصل به ما نیومده درسای عمومی رو هم بیخیالش !
تا بعد !
+ نوشته شده در  جمعه 4 اردیبهشت1388ساعت 10:29 قبل از ظهر  توسط شیوا  |