تبليغاتX
من و معلماي كلاس گرافيك - هم اتاقی
ماجراهای کلاس گرافیک
ای بابا !
آپ بعدی دیگه به جون خودم تو شهر دانشجویی !
شنبه رفتیم ثبت نام و خوابگاه گرفتیم و انتخاب واحد کردیم و یه دوست هم پیدا کردم که هم واسه ثبت نام اومده بود هم همشهری بود هم هم اسم بود هم هم رشته ! البته هم اتاقی هم خواهیم بود !
۱۶ تا واحد برای ترم اول دادن و اولین کلاس شنبه ۳/۱۲/۱۳۸۷ میباشد ! زبان پیش ! از فکر کردن به این که درصد زبانم افتضاح بوده که مجبور شدم زبان پیش بگیرم به شدت خودداری کنین ! ما سال سوم زبان نداشتیم . ولی میترسم ریاضی پیش بدن ترمای بعد ! این ترم ریاضی عمومی داریم . باضافه ی هندسه ی نقوش سنتی و چاپ سیلک و طراحی و تصویرسازی و صفحه آرایی .
البته یه چیزی فهمیدیم اونجا که حالمونو گرفت شدیدا . یکی از اون ۳۰ نفری که قرار بوده هم کلاسی باشن قبل از اینکه حتی نتایجشو بفهمه تصادف کرده و خدا بیامرزدش ! هم شهری هم بوده .
این آهنگه رو داشته باشین :
حمید حامی . یاد من باش
کلا کارای حامی قشنگه . ولی اینو من جدیدا کشف کردم !!!

پ.ن : لطفا اگه دیدین آهنگ وبلاگم کار نمیکنه به من بگین . من نمیتونم بفهمم الان کار میکنه یانه !

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 6:56 بعد از ظهر  توسط شیوا  |