|
|
|
|
|
بالاخره رفتم مدرسه ی زهرا اینا ! بچه ها یکی یکی از سر جلسه اومدن و کلی گفتیم و خندیدیم و خوش به حالشون چقدر روحیه شون خوبه ! من به جوک نمیخندم اینا به ترک دیوار میخندن ! اول رویا و زینب اومدن و بعد دو تا شاگرد جدیدشون که من نمیشناختم . بعد سارا با اعتماد به نفسش که منو کشته اومد هیچ هم به روش نیاورد که من اعصاب نداشتم از دستش . آخر کار هم بالاخره زهرا اومد ! خدا این شاگرد جدیدشونو خیر بده که چون تجربه داشت گفت که میتونم ترم بعد بیام پیش بخونم و به جای ترم اول مهر ماه بعدی برم بخونم . البته اگه کنکور قبول نشدم ! ولی خوب کنکور سراسری امسال که دیگه پرید ! شاید هم به حرف نهال گوش کردم و غیر حضوری خوندم . خدایا پس این بهمن ( ماه ) چرا نمیاد ؟ |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 14 دی1387ساعت 3:54 بعد از ظهر توسط شیوا
|
|
||