|
|
|
|
|
یعنی واقعا نتایج اعلام شد ؟ خوب من قبول شدم ! دوستم هم همینطور ! لیلا هم قبول شد ! پرونده ی کنکور به خوبی و خوشی بسته شد تا ۲-۳ سال بعد ! چه خوب . حالا باور میکنین بعد از اون همه غر زدن و جیغ و داد وقتی نتیجه رو دیدم همینطور نگاه کردم و گفتم : ا ! قبول شدم ؟ هیچکدوممون با هم یه جا قبول نشدیم متاسفانه اما خوب حداقل همگی قبول شدیم ! نتایجمو با بدبختی گرفتم چون سرعت سایت به شدت پایین بود . همین که اومدم نتایج دوستم رو هم بگیرم اینترنت به کلی قطع شد ! حالا بیا و درستش کن ! وقتی بهم زنگ زد که ببینه چیکار کردم برای اینکه یه وقت فکر نکنه قبول نشده و نمیخوام بهش بگم گفتم که هنوز نتایج خودمو هم نتونستم بگیرم .اما در همون حالت که داشتم بهش اینا رو میگفتم اینترنت دوباره وصل شد و خواهرم مشخصاتشو وارد کرد و دیدیم که قبول شده . حالا بیا و حالیش کن که به خدا قبول شدی ! دفعه ی قبل هم همین ماجرا رو با این داشتیم ! ما که رفتیم دانشگاه ! از این به بعد شما وبلاگ یه دانشجو رو میخونین ! نه ! دانژجو ! نه اصلا ! هنرجو ! من هم چه خوشحال !!! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 4:47 بعد از ظهر توسط شیوا
|
|
||